خرید بک لینک
روزهایی که دل ادم گرفته است یا خسته و کوفته از آزارهای روحی چقدر دل نشین هست که به خلوت خودش بیاید و کلی احساس و گل سرخ قلبی شکل اینجا دریافت کند - من امروز با بذل لطف شما مخاطبین عزیزم چنین هستم. تشکر یکی از فانتزی هایم داشتن خونه ای نقلی و ساده اما مانند خونه های لاس وگاس امریکا هست فقط بدور از اسراف و زیاده روی . چیزی که اون خونه ها متمایز هست حمام خونه هست که نور گیره و دلباز و هر کدام دنیایی داره برای خودش . اعتراف میکنم من شاید یکی از معدود ادمهایی باشم که به حمام و دستشویی و تخت خواب و اشپزخونه اهمیت ویژه میدهم !! نه فکر کنید روی منظور و قصد این را می نویسم نه اصلا . از بچگی به این چهار مورد وسواس عجیبی داشتم و متاسفانه مادرم دقت کافی را نداشت. شاید بی دقتی مادرم باعث شد که من هر شب در این موارد رویا پردازی کنم و حالا همه این رویا ها را بعد از گذشت سالها هنوز باخودم یدک میکشم تا به واقعیت تبدیل کنم ! اگه من شهردار یک شهری میشدم و مردم اون شهر باهام همکاری میکردن و تر و تمیز بودن شاید گوشه به گوشه اون شهر حمام و دستشویی از جنس بلور می ساختم خخخخ . (اینجا یه خورده منظور دارم ههه

برچسب: نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 9:40

مثله دو شب پیش باز دیشب هم درگیر کارهای چرند و پرند بودم ! وضعیت سلامتیم به دلیل استرس و ... به شدت بهم ریخته و به روز دارم کارهای روزمره ام را انجام میدهم خلاصه اتفاقات دیشب این که دارم خونه ام را عوض میکنم و تا یکی دو هفته دیگر خیلی درگیر هستم . ممکن هست بدلیل بیماری و مشغله زیاد کاری و درسی تا روز شنبه - یکشنبه نتوانم وبلاگم را به روز رسانی کنم - اما در این فاصله فراموشم نکنید.منم قول که اگه فرصتی پیدا کردم زودتر وبلاگم را به روز رسانی کنم اوف اونقدر بیمارم که نمی تونم درست و حسابی تایپ کنم - تن شما سالم باشه یه خورده بروم استراحت کنم ببینم اوضاعم بهتر میشه یا نه ( امید الکیه - ثانیه به ثانیه داره بدتر میشه ) روزهاتون سبز و زیبا - آبی دل باشید حتی اگه پرسپلیسی هستید.

برچسب: نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 9:40

یادم نبود که امروز باید بروم دانشگاه روز خیلی سخت و مشکلی را سپری کردم و البته هنوز در پیش رو دارم . تصمیم به جابجایی منزل مسکونی ام گرفتم و ایکی ثانیه یه خونه واسه خودم پیدا کردم ولی یه مشکلاتی مثله چسب بهم چسبیده اند و اجازه نمی دهند که مطابق میل خودم تصمیم بگیرم و عمل کنم - به هرحال مهم نیست - این هم بد یا خوب می گذرد و غمی نیست - وقتی بحث پول وسط باشه بعضی ها برا 10 یا 20 تومن هم حق و نا حقی و نامردی میکنن اختلاف من و طرف مقابل که حدود 2 میلیون هست و هر دو هم حق به جانب هستیم که خب دیگه معلومه درست شدنی نیست. یا باید قید دو میلیون را بزنم و یا نباید بزنم - حالا م

برچسب: نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 5:55

آقای اژدها میخواست دیشب به مسافرت برود ولی موکول کرد به فردا شب. دیشب یه جر و بحث الکی دیگه اومد وسط و اقای اژدها دق دل پروفایل مخاطب خاص را روی سر من خالی کرد. اخه ما دو تا چیزهای ست داریم مثله ساعت و ... وقتی مخاطب خاص از اونها عکس پروفایل میگذاره یا هدیه هایی که من بهش داده بودم این طرف آقای اژدها زبانه های اتش خشمش همه چیز را خاکستر میکنه از جمله قلب و احساس من رو . دیشب هم کلی ذوق و شوق داشتم، وقتی رسیدم خونه هیچ کدام نبودند اما کمی بعد از راه رسیدند وهر کدام غر و شکوه و شکایت و لبخند روی لبهام ماسید! ماجرا از این قرار بود که وروجک اونو جلوی دوستهاش مسخره

برچسب: عجب وضعیه,عجب وضعی, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 10:42

دو سه روزی هست که به شدت بیمار هستم. دیروز باز مثله دفعه قبل کار به جایی رسید که یه بار داخل اتاق وروجک چشمام سیاهی رفت و از حال رفتم و یکبار هم کمی بعدش داخل حیاط. نمیتوانستم روی پاهایم بایستم یعنی تا این اندازه ناتوان شده بودم. تهوع و افت فشار هم ول کنم نبود. اصلا هم مسمومیت غذایی نداشتم.گاهی اوقات از یه بیمار سرطانی ناتوان تر میشوم. فکر کنم تغذیه ام درست نیست یا جذب بدرستی نمیشود.کلی هم آزمایش و ... ولی هیچ دکتری متوجه نمیشود که چرا من به بیماری و درد اینقدر زود واکنش نشان میدهم و توان مقابله با بیماری را ندارم. اهل مصرف هیچ نوع دارویی نیستم و سعی میکنم غ

برچسب: بیماری ام اس,بیماری اوتیسم,بیماری پروانه ای,بیماری زونا,بیماری لوپوس,بیماری ای بی,بیماری بهجت,بیماری سل,بیماری نقرس,بیماری ایدز, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:47

دوستانی اینجا دارم که با کل دنیا عوضشان نمی کنم . روزی که غمگین و تنها این وبلاگ را در ناکجا آباد بلاگفا می ساختم حتی فکرش را هم نمی کردم عزیزانی مخاطبم باشند که منو درک کنند و سلول سلول بدنشان درد و رنجی که من میکشم را احساس کند ولی خدا را شکر الان چنین عزیزانی را در کنار خودم دارم. نمی بینم و نمی شنومتان ولی برایم عزیز هستید. بالاخره به مخاطب خاصم گفتم که تصمیمم قاطع هست و دیگه نمیخواهم به آن زندگی و مردی که در اوج امید و عشقی که نسبت بهش داشتم منو تنها گذاشت، برگردم . خب وقتی یه مرد پیشنهاد ماشین و پول و ... می دهد انتظار دارد در مقابل صد درصد او و اشتباه

برچسب: حرف دلمو زدم, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:46

چقدر خوبه که ادم همه حرفهاش را بزنه و خودش باشه - ( داشتم دو رو می شدم چون محاله ممکن بود به مخاطب خاص دیگه واقعیت های زندگی ام را بگویم و همین امر باعث شده بود که وقتی تماس میگیره و مثله گذشته آمار زندگی ام را میگیره کلی دروغ بهش بگویم! بعضی ادمها فکر میکنند که دروغ گفتن یه هنر هست و خیلی باید استاد بود تا تند تند دروغ گفت و همه هم به صورتی باشند که طرف مقابل اصلا متوجه نشود که همگی دروغ اند . خب من از نظر حافظه اوکی ام و اگه دروغی بگویم فراموش نمیکنم که بعدا یه جای دیگه سوتی بدهم ولی دروغ گفتن هر اندازه هم ادم استاد باشه باعث ایجاد فشار مضاعف بر روی ذهن و رو

برچسب: نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:46

آقا نیما ادرس وبلاگ ننوشتین - پیدا کردنتون برام اینطوری خیلی مشکله آقا علی نمی دونم امروز سر می زنید یا نه ولی وبلاگتون دیگه جا برا من نداره از بس مخاطب داره و شلوغه 6 بار اومدم حتی نمی تونم نظر بنویسم یه فکری براش بکنید لطفا اصلا نمیشه نظر نوشت شیرین جان به نسخه ات نیاز دارم پس تعارف را بگذار کنار :) مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییی اما زیاد به نتیجه امیدوارم نباش همه جوابم کردن خخخخخخخخ ................. کلی درس و مشق دارم و فرمول و محاسبه یکی بیاد کمک

برچسب: نگاه دانلود,نگاه تو,نگاهی به,نگاه عاشقانه,نگاه نو,نگاه میکنم نمیبینم,نگاه کن,نگاه دانش,نگاهت,نگاه یک, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:45

دیروز موقع خونه رفتن متوجه شدم دسته کلیدم نیست هر کجا را که شد گشتم ولی پیداش نکردم خیلی شرایطی بدی بود چون داشتم از سرویس جا می ماندم و کلید هم نبود که در اتاقم را قفل کنم . خلاصه با یه عالمه استرس و ... خودم را به سرویس رساندم. نمی دونم چرا وقتی باطری گوشیم یک درصد هست همه اتفاق های بد برام پیش میاد. امروز تا یک ساعت دیگه باید جمع و جور کنم واسه دانشگاه رفتن و دوباره تراژدی آخر هفته من شروع میشه - از همین حالا وقتی فکر میکنم قرار هست 5 ساعت روی صندلی های چوبی بنشینم خوابم میگیره :) وروجک و آقای اژدها همچنان جنگهای خودشان را ادامه می دهند ولی من خودم را ب

برچسب: کاموایی,منگوله کاموایی,لباس کاموایی,گل کاموایی,بافت کاموایی,عروسک کاموایی,کلاه کاموایی,کیف کاموایی,توپ کاموایی,دستبند کاموایی, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 13:05

شعر مولانا : عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو خوب و بد می گذرد وای به حال من و تو قرعه امروز به نام من و فردا دگری می خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو هر مرد شتر بان اویس قرنی نیست هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد هر احمد و محمود، رسول مدنی نیست بر مرده دلان پند مده خویش میازار زیرا که ابو جهل مسلمان شدنی نیست جایی که برادر به برادر نکند رحم بیگانه برای تو برادر شدنی نیست ........................................................................................................ فکرش را که میکنم یه خورده دلم می سوزه ! من با ا

برچسب: حرف مذهبی,حرف های مذهبی,حرف های زیبای مذهبی,حرف های قشنگ مذهبی,حرف های ناب مذهبی,حرف دل مذهبی,حرف حساب مذهبی,حرف های عاشقانه مذهبی, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 19:30

سلام اول حرف بد بدها رو بزنم یا حرف خوب خوب ها رو ؟ اول حرف بدبدها : حرفهای اقای لایه لایه خیلی روم تاثیر گذاشت البته نمی دونم ماه کامله چی شده همچین بفهمی نفهمی گرگ دلم بیدار شده و حالت درنده خو اییه یه ماده گرگ را پیدا کردم . مخصوصا دیشب خلاصله کلی خوش اخلاقی کردم و بگو و بخند و خرید و اومدن و ... موقع خواب به وروجک گفتم لباس خواب صورتی بپوشم یا زرد و ... ولی خخخخ بی فایده بود! بنده خدا آقای اژدها دست از سر پتو و پشتی بر نمیداشت. دست آخر با اینکه همه سرما خورده بودیم گفتم اوف گرمه گرمه و کولر زدم که ناچار باشه از جاش بلند بشود و داخل اتاق بخوابد اون هم نامردی ن

برچسب: عشق میخوام,عشق میخوام با تو,عشق میخوام نه هوس,میخوامت عشق من,من عشق میخوام,یه عشق میخوام,منم عشق میخوام,من عشق میخوام سریال کره ای,سریال من عشق میخوام,یاسر محمودی عشق میخوام با تو, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 21:30

اونقدر خسته بودم که امروز حس و حال سر کار اومدن را نداشتم ولی خب اومدم. منتهی دائم خوابم میگیره . انگاری معتاد قهوه شده ام یعنی تا نخورم انرژی لازم را پیدا نمیکنم. امروز آقای لایه لایه اول صبحی اومد اتاقم تا در مورد اتفاقات روز چهارشنبه از من سوال بپرسه که خب جواب دادم . بعد هم بحث را کشید سمت موضوع ازدواجم و اینکه باید چطوری زندگیم را مدیریت کنم. معمولا این حرفها را مامان ها به بچه هایشان یاد می دهند ولی خب من چون زیاد مادرم در کنارم نبوده در این جور مسائل واقعا بی تجربه هستم و بنده خدا آقای لایه لایه با کلی لفافه و زور و اینکه حرف خارج از حدود و .. نباشه

برچسب: لایه لایه شدن ناخن,لایه لایه شدن ناخنها,لايه لايه لوكه,لايه لايه حمه جزا,ژله لایه لایه,علت لایه لایه شدن ناخنها, نویسنده: بهراد احمدی تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 7:03

صفحه بندی